تبليغاتX
فرانسه
 

                  تارنمای فرانسه

main | contact us | etoday

France Blog

Blog   Forum   Gallery   Music

FranceTranslation  FranceTheatre  FranceCorrelate  FranceTour  FranceFamous

 

Edu France آژانس   
RFI رادیو بین المللی   
Delf Dalf امتحانات   
مرکز تحقيقات فضايي   
سازمان تحقيقات اتمي   
سازمان هوا و فضا   
مرکز تحقيقي علوم   
انستيتو پاستور   
وزارت صنايع   
موزه ملي تاريخ   
Le Monde   
Le Courrier picard   
Le Figaro   
Le Journal des enfants   
Libération   
Metropole Paris   
Le Parisien   
Nice-Matin   
Regards   
L'Humanite   
تور مجازی در پرلاشز   
سفارت ایران در پاریس   
ماهنامه فرانسوی تهران   
قرآن به زبان فرانسوی   
دانشگاههای فرانسه   
بشنو از نی   
ایستاده در خواب   
دفترچه یادداشت   
یاس سفید   
به آرامی گذر کردن   
رضا هدایت   
.من هستم   
تصاویر جالب و دیدنی   
در جستجوی ناکجا آباد   
دنیای حقوقی من   
باران پائیزی   
تا با تو بودن   
آبی بیکران من   
یادداشتهای یک نویسنده   
پایانه های فرسوده شعـور   
La vie ... زندگی   

 

 

آیا می دانید بیش از سیصد میلیون کودک گرسنه در جهان بسر می برند؟
و در هر ۴ ثانیه یک کودک بر اثر گرسنگی می میرد؟
با مراجه به پیوند زیر و به ازای هر کلیک بر روی تصویر زردی که در وسط صفحه قرار دارد، می توانید در طرحی که از سوی سازمان ملل و با حضور شرکت های اسپانسر در بخش اهدای کتاب به کودکان و برنامه تامین غذا WFP سایت حقوق سبز صورت گرفته، یک کودک را از گرسنگی نجات دهید.

 

 

 

AUTHORs:

Administrator

l'Anémone Désertique

 

 

 

 Feed Entries

 

 

           یاد بود های امروز November 09 2009
۱۷۹۹ کودتای ناپلئون بوناپارت و پایان کار دیرکتوار فرانسه.
۱۸۱۸ زادروز ایوان ترگنیف نویسنده مشهور روس.
۱۸۷۷ زادروز محمد اقبال شاعر و فیلسوف بزرگ زبان فارسی.
۱۹۰۶ درگذشت کارل شوتز سیاست‌مدار و سردار آمریکایی.
۱۹۱۸ استعفای قیصر ویلهلم دوم از سلطنت آلمان پس از انقلاب آلمان و جمهوری شدن این کشور و پایان حکومت سلطنتی.
۱۹۲۸ درگذشت روآلد آموندسن فاتح قطب جنوب و از برجسته‌ترین مکتشفان قرن بیستم.
۱۹۲۹ زادروز ایمره کرتس (به مجاری: Kertész Imre) ‏(۱۹۲۹) نویسنده اهل مجارستان برندهٔ جایزه نوبل ادبیات 2002.
۱۹۷۰ درگذشت شارل دوگل.
           شاید جالب زیبایی پنهان
روزنامه واشنگتن پست از یکی از بهترین ویالونیست های امریکا خواسته که به مدت ۴٥ دقیقه در یکی از ایستگاههای متروی دی سی قطعاتی از سمفونی هایی که وقتی در کنسرتهایش اجرا می کند بلیط هر صندلی به ۱۰۰ دلار میرسد را بنوازد. در این مدت ۱۰۷۰ نفر از جلوی جاشوا بل عبور می کنند. ۲۷ نفر بدون اینکه به او نگاهی بیندازند سکه ای در قاب ویولونش انداخته و می روند. هفت نفر به مدت یک دقیقه به جایی تکیه داده و به او گوش کرده رفته اند. در این ۴٥ دقیقه ۳۲ دلار پول جمع شده است. جالب اینکه در این ماجرا اکثر کودکان تلاش کرده اند تا بایستند و گوش بدهند ولی والدینشان مانع این کار شده و به مسیر خود ادامه داده اند.
حالا به خودمان فکر کنیم. چقدر از جلوی زیبایی های زندگی که در برابر چشمانمان هست براحتی گذشته ایم و ارزشش را درک نکرده ایم. آیا باید حتما برایمان زمینه ی دیدن زیبایی را فراهم کنند تا بتوانیم آنرا درک کنیم. مگر اصلا در این زندگی چیزی جز درک زیبایی ارزش دارد که براحتی از آن می گذریم.
اگر جرقه ای از زیبایی را دیدید یا احساس کردید براحتی از کنارش نگذرید، حتی اگه در ایستگاه مترو یا گوشه ای نه چندان شیک در یک خیابان بودید.


"La petite fille aux allumettes" le joli conte que voilà!
Merci monsieur Andersen d'avoir eu assez de cœur, de compassion, de talent pour l'écrire.
دخترک کبریت فروش یک داستان بسیار زیبا
ممنون آقای اندرسون برای داشتن احساس و دلسوزی و استعداد کافی برای نوشتن آن
Je souhaite que vraiment la petite fille morte de froid ce soir de Noël là ait vu toutes les belles
choses que vous avez décrites. Je veux croire que c'est sa Grand-Mère qui l'a emportée dans
ses bras vers un monde vraiment meilleur.
آرزو میکنم که دختر کوچولویی که آن شب کریسمس از سرما مرد واقعا تمام چیزهایی را که شما نوشته اید دیده باشد
میخواهم باور کنم که واقعا مادر بزرگ او بود که او را در آغوشش به دنیای بهتر برد
Savez-vous, monsieur Andersen que depuis votre mort en 1875, rien n'a changé?
میدانید آقای اندرسون که از زمان مرگ شما در سال ۱۸۷۵ تا حالا هیچ چیز عوض نشده هیچ چیز
Rien? J'exagère! Nous sommes allés sur la lune. Nous surproduisons un tas de choses dont
nous sommes obligés, quelquefois, de nous débarrasser en les jetant ou en les brûlant.
Si vous pouviez voir nos villes immenses éclairées! C'est dans ces mêmes villes que
continuent à mourir ceux que vous appeliez les mendiants et que nous appelons maintenant
très pudiquement les sans domicile fixe, les précaires, les déclassés. Parce que nous avons
aussi changé notre vocabulaire.
راستشو بخواهید من اغراق کردم. ما به کره ماه رفته ایم ما چیزهای زیادی ساخته ایم که گاهی برای راحت شدن از دستشان مجبوریم آنها را دور بیندازیم یا بسوزانیم. کاش شما میتوانستید شهر های روشن ما را ببینید
در همین شهرهاست که مردن انسانهایی که شما فقرا مینامیدید و ما امروز بسیار فروتنانه بی خانمان بی ثبات و بی کلاس می نامیم ادامه دارد. چون که ما فرهنگ لغتمان را هم عوض کرده ایم
Ce sont des gens abandonnés, des gens que nous abandonnons, tout simplement. De pauvres
gens et des gens pauvres. Il y en a beaucoup plus que de votre temps.
آنها انسان هایی ویران شده هستند انسانها یی که ما خیلی راحت ویرانشان کرده ایم. انسانهایی فقیر و فقرایی که انسانند
آنها خیلی از زمان شما بیشتر شده اند
Nous avons inventé la radio. C'est merveilleux. Vous seriez enchanté par cette magie. Nous
pouvons entendre la voix de gens qui sont très loin aussi clairement que s'ils étaient à côté de
nous. Il avait cinquante-trois ans, la
seule chose qui lui appartenait encore c'était lui-même.
راستی ما رادیو اختراع کرده ایم فوق العاده است شما با این جادو شگفت زده خواهید شد.ما با آن میتوانیم صدای مردم را از دور چنان بشنویم که انگار آنها کنار ما هستند. وجودش تنها چیزی بود که هنوز به خودش تعلق داشت
Il est mort de froid cette nuit. Sur un banc. Juste à côté d'une église. Juste à côté de nous.
Avant de mourir, a-t-il craqué quelques allumettes?
Ne revenez pas monsieur Andersen. Vous seriez déçu.
او دیشب از سرما مرده بود. روی یک نیمکت. درست کنار یک کلیسا. درست کنار ما
نمیدانم قبل از مرگ کبریتی روشن کرده بود
به دنیا بر نگرد آقای اندرسون خیلی نا امید میشی

  25 Jun 2007       
       Written by Administrator at Category Translation

 

Service: France Blog France Forum France Gallery France Music © 2009 by Blog FR. All right reserved.